أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

208

قانون ( فارسى )

و تمدد و يا از بخار غليظ است . برحسب تفاوت آنها ، درد پيداست . چنين موادى - چنان‌كه ياد گرفتى - يا از تمدد است يا از خود سر ، يا از رگهايى كه مادهء بد گرم يا سرد به چشم مىرسانند . شايد ماده در خود چشم باشد ، به‌طورى كه به لايه‌هاى چشم خلط بدمزاج نفوذ كرده و حبس شده باشند . يا رمدى كه مدت طولانى بر او گذشته و هر غذايى را كه به چشم وارد شده است به تباهى مىكشاند . كسى كه چشم برآمده دارد براى رمد سخت ، قابليت زياد دارد زيرا چشم برآمده و مسامها گشاده‌ترند . در بعضى حالات رمد ، اشك سرد بسيار است كه چشم از هضم بازمىماند . و گاهى رمد از اختلافات مزاجى روىآور است . و بدان ! كه بدحالى در رمد تابع چگونگى ماده و مقدار آن مىباشد . در سرزمينهاى جنوبى رمد زياد است و زود از بين مىرود . زيادى رمد در آنجا از سيلان زياد و بخارات است . و ازآن‌رو زود شفا يابند كه مسامات اعضاى آنها متخلخل است و كمتر به قبوضيت مبتلا مىشوند . اگر ناگهانى با سردى مواجه بشوند رمد وخيم مىشود كه سرماى اتفاقى ، مادهء خلط سيال سبب بيمارى را از حركت بازمىدارد . در سرزمينهاى سرد و زمانهاى سرد ، رمد كم است ليكن سخت است . چه اخلاط در سرما ساكن و منجمد است ، اما اگر احيانا خلط بدجنس در عضوى بود به سرعت تحليل نمىرود زيرا مجراها خشكيده مىشوند ، خلط بسيار تمدد مىكند و گاهى به حدى مىرسد كه لايهء نازك ( صفاق ) را شق كند . اگر بعد از زمستان شمالى ، بهار جنوبى و پربارش و تابستان بسيار گرم آيد رمد زياد است . همچنين اگر زمستان جنوبى و بيمارى دق زياد باشد ، بدن را از اخلاط پر مىنمايد و بعدا كه بهار شمالى آيد اخلاط را بيرون دهد . در تابستان شمالى رمد زياد است و به‌ويژه بعد از زمستان جنوبى . همچنين در تابستانى كه بعد از بهار جنوبى و زمستان شمالى آيد رمد بسيار است . تو بدنهاى سخت را به سرزمينهاى شمالى و بدنهاى نرم و متخلخل را به سرزمينهاى جنوبى قياس كن ! و چنان‌كه سرزمينهاى گرم موجب رمد مىشوند ، اگر به حمام بسيار گرم روند ممكن است به رمد مبتلا گردند . و بدان ! هرگاه رمد بود و معالجهء صحيح و تنقيهء لازم انجام شد و باز تغيير حالت در چشم ماند ، از مادهء تباه است كه در چشم راكد مانده و غذاى چشم را فاسد مىكند . يا ماده از مغز و سر به چشم فرومىريزد ، چنان‌كه قبلا گفتيم . علامتها : بدان ! كه دردهاى چشم يا سوزناك و خورنده است ، يا تمددى است . درد سوزناك دلالت بر فساد و تندى ماده دارد . دردهايى كه كشيدگى دارند دلالت بر بسيارى ماده يا باد است .